پلاسکوها، گسل های فعال، ریزگردها و باقی قضایا/نگاهی به خطراتی که شیرازی ها را تهدید می کند

وقتی آتش نشانان جان بر کف به دل آتش رفتند و ساختمان روی سرشان آوار شد، اشک ها بود که جاری میشد؛ هیجان ها غالب شدند و اینک همه به دنبال اینکه چه کسی مقصر این رویداد است، می گردند. آنچه از رسانه ها پخش می شد اما چه تصاویر و رفتارهای آشنایی بود. 13 سال پیش هم، در همین فصل زمستان برگی این چنین در تاریخ کشور ما رقم خورد. وقتی آوار خانه های خشت و گلی، شب هنگام و در خواب روی سرِ ده ها هزار نفر فرو ریخت. آن زمان هم، همه بحث اين بود که چرا خانه های بم نوسازی نشده که حالا ملتی به عزا ننشسته باشد. 13 سال از آن رویداد گذشت اما «هیچ چیز» تغییر نکرد؛ از مرگ نزدیک به 30 هزار نفر در بم 13 سال گذشت و هنوز میلیون ها نفر در ایران در خانههای فرسوده زندگی می کنند؛ فقط نیم میلیون نفر در کلانشهر شیراز. آن قدر قطار از ریل خارج می شود، اتوبوس به دره میافتد، خانه ها آتش می گیرد و هواپیما سقوط می کند که دیگر بحث در این موارد هم تکرار مکررات می نماید. اما هنوز تمام نشده؛ فقط حوادث نیستند که این گونه جان میلیون ها ایرانی را تهدید می کنند. بحران آب، خزنده پیش می آید ولی هنوز از میزان برداشت آب اندکی هم کاسته نشده؛ می گویند سدها یکی از عوامل بحران آب است، باز مسئولان می خواهند سد بسازند؛ می گویند سدی که می خواهید در شمال شیراز بسازید روی گسل فعال قرار دارد، گوش کسی بدهکار نیست. گوش کسی که بدهکار نیست، هیچ، برای جان آدمی هم کسی ارزشی قائل نیست. که اگر بود، خانههای به اصطلاح نوساز را با مصالحی نمی ساختند که خانه های فرسوده از آنها ایمن تر باشند؛ اکنون تنها یک پرسش پیش روی آدم است. یک پرسش یک واژه ای: «چرا»؟
وقتی هیچ کس نمی داند چه کند
این داستان سرِ دراز دارد؛ اینکه وقتی حادثه ای رخ می دهد و هم میهنانمان بی گناه جان خود را از دست می دهند، حس اندوه بر ما غالب میشود ولی خیلی زود از یادمان می رود که می توانیم کاری کنیم که دوباره عزادار نشویم. نمونه آن هشدارهای اخیر شهردار شیراز. علی رضا پاک فطرت گفته که «مخزن های آمونیاک کارخانه روغن نباتی شیراز یک بمب است»؛ او گفته «برخی مدرسه ها در شیراز با چند ریشتر زلزله فرو می ریزد»، روی سر دانش آموزانی که قرار است آینده این کشور را بسازند. یا نمونه دیگر، بسیاری از مجتمع های تجاری شیراز که وضعی همانند پلاسکو دارند. شهردار گفته «هربار می خواهند کاری کنند، متنفذان می گویند مانع اشتغال نشوید». این جمله شهردار شیراز، یادآور فیلمی است که تازگی از محمد باقر قالیباف، شهردار تهران منتشر شده است. این طور که گفته شده، فیلم مربوط به سال 93 است؛ قالیباف می گوید که بارها به «پلاسکو» هشدار ایمنی داده شده ولی او به عنوان شهردار تهران نمی داند چه کار کند، اگر قانون را اجرا کند که می گویند در این شرایط کسب و کار، عده ای را از کار بیکار کرده و اگر نکند که خطر در پیش است. البته قالیباف کاری نکرد و «قانون را اجرا نکرد» و نتیجه شد آنچه که دیدیم. اما این تنها او نیست که کاری نکرده است. به نوعی همه ما ایرانیان از رویدادهایی که پیرامون ما رخ می دهد، تجربه نمی گیریم که از روی دادنِ دوباره حادثه پیشگیری کنیم. نمونه آن همین حادثه پلاسکو. اکنون که کاشف به عمل آمده در شهری چون شیراز شمار مکان هایی که ممکن است به چنان سرنوشتی دچار شوند کم نیست. نمونه آن، مجتمعی که شهردار شیراز می گوید «هنوز پایان کار ندارد و تهدیدی برای اصناف پیرامون خود به شمار می رود». یا اینکه تازگی اطلاعاتی در اختیار سرویس گزارش «خبرجنوب» قرار گرفته که نشان میدهد در ساختمانهای نوساز شیراز سازه «یونولیت» را در سقف ساختمانها طوری به کار می برند که اگر به آن آتش برسد، نه تنها ذوب میشود بلکه گازی از آن بر می خیزد که به سرعت افراد را خفه می کند. آن طور که غلامرضا نامورچی، رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان در فارس به گزارشگر «خبرجنوب» می گوید، در 80 درصد ساختمان هایی که در شیراز ساخته میشود، همین وضع دیده میشود؛ اینکه در ساختمان های نوساز شیراز چقدر میلگرد و دیگر مصالح غیراستاندارد به کار می رود که دیگر به کنار. شاید زلزله بم به تنهایی کافی باشد برای اینکه از ساخت و ساز روی گسل جلوگیری شود؛ اما در شیراز درست روی یک گسل فعال، یعنی گسل سبزپوشان که سالانه 1.2 میلیمتر حرکت می کند، ساخت و سازهای گسترده ای در جریان است؛ از این گذشته، روی این گسل در حال ساخت سدی به نام سد تنگ سرخ هستند که جدای از همه مشکلات زیست محیطی که به بار میآورد شکستن آن می تواند خسارت بسیاری به بار بیاورد؛ آن هم در شرایطی که پیرامون این سد، آن همه ساخت و ساز انجام می شود و قرار است جمعیت انبوهی آنجا ساکن شوند. رد هر کدام از این مشکلات را هم که می گیریم به یک نکته مشترک می رسیم؛ اینکه قانون یا اصلا اجرا نمی شود، یا به درستی اجرا نمی شود. برای نمونه آن طور که عبدالمجید اسدی، زمین شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی به گزارشگر «خبرجنوب» می گوید طبق قانون ملی ساخت و ساز، باید ساختمانها با فاصله از گسل ها ساخته شوند؛ این طور که به نظر می رسد اما این قانون در شیراز نادیده گرفته شده. چه اینکه پیش از این یکی از اعضای شورای شهر شیراز به گزارشگر «خبرجنوب» گفته بود: «منطقه حسینی الهاشمی دیگر از دست رفته است». نکته دیگر درباره سد تنگ سرخ این است که در حالی ساخت این سد شروع شد که پیوست زیست محیطی آن به تایید نرسیده بود و اکنون هواداران ساخت این سد به هر دری میزنند که بتوانند پیوست زیست محیطی ساخت این سد را بگیرند. در حالی که منتقدان عوارض بسیاری برای ساخت این سد مطرح کرده اند. یکی همین روی گسل قرار داشتن آن. دیگر اینکه با ساخت آن ممکن است مهارلو در پایین دست سد بخشکد و مهارلو با انبوه نمک های آغشته به جیوه، آمونیاک و مواد رادیو اکتیو تبدیل به کانون داخلی ریزگرد شود و این نمک ها با هر بادی برخیزد و وارد ریه های مردم شیراز شود. این است که رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان در فارس، همین حذف شدن برخی چرخه های قانونی در روند ساخت و ساز را از عوامل خطرساز آینده میداند. نامورچی می گوید: «باید بپذیریم که انجام ضوابط فنی و رعایت مقررات ملی ساختمان تهدید نیست، فرصت است. اما امروز می خواهند عوامل فنی در ساختمان را حذف کنند».قانون نه تنها به درستی اجرا نمی شود، بلکه اگر اجرا می شود، آن قدر مجرا برای گریز از آن وجود دارد که عملا اگر اجرا هم شود، آن را بی اثر می کند. شاهدش، همین که این همه مصالح غیر استاندارد در بازار عرضه شده. با این مصالح، همه ایمنی ها رعایت شود هم باز یک ساختمان ایمن نیست؛ آن طور که نامورچی می گوید «برخی مصالح حتی آرم استاندارد دارند ولی استاندارد نیستند». اینکه برخی مهندسان مُهر فروشی می کنند که دیگر به کنار. رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان فارس می گوید: «منکر این نیستیم که برخی شاید تخلف کنند ولی نباید این را بهانه کرده و عوامل فنی را حذف کنیم. مسائل فنی چرخه ای دارد که هر کدام حذف شود، کل مجموعه به خطر می افتد.».
درست 3 روز پس از زمین لرزه در بم، زمین لرزه ای قوی تر به قدرت 7 ریشتر کالیفرنیا در جنوب غربی آمریکا را لرزاند؛ آن حادثه تنها 2 کشته به جا گذاشت و بم بیش از 20 هزار کشته. شاهد دیگر این وضع می تواند سخنان اخیر رئیس سازمان آتش نشانی فارس باشد. محمد فرخ زاده به سرویس گزارش «خبرجنوب» گفت که بسیاری از انبوه سازان، تجهیزات مهار آتش روی ساختمان هایی که ساخته اند نصب می کنند و پس از اینکه مجوز شهرداری را گرفتند آن را جدا کرده و برای گرفتن مجوز در ساختمان های تازه ای که میسازند نصب می کنند.
هنوز هم شواهد زیاد است. نمونه دیگر همین کارخانه روغن نباتی شیراز که شهردار شیراز مخزن آمونیاک آن را «بمب» توصیف کرده است. سال هاست که قوانین مصوب متعدد، خروج صنایع از درون محدوده شهرها را الزام آور کرده است، اما دریغ از عمل به قانون.
اهل پیش بینی خطر هم نیستیم
این طور نیست که تنها از فاجعههایی که به بار می آید درس نگیریم. اهل پیش بینی خطر هم نیستیم. نمونه آن وضع بحران آب کنونی در فارس. در سفر یکی دو سال پیش رئیس سازمان محیط زیست کشور به فارس، شماری از اهالی اطراف بختگان زنجیره ای انسانی را تشکیل دادند که از آسمان این واژه دیده شود: «آب». هدف این بود که در بازدید هوایی معصومه ابتکار از بختگان، صدای مردم به گوش او برسد. چند سال پس از این سفر هنوز قطره ای آب به بختگان که نرسیده هیچ، کاری هم برای اینکه وضع از آنچه هست بدتر نشود، انجام نشده است؛ هرچند البته حل این مشکلات در دست سازمان محیط زیست نیست و متولیان آب در این کشور دستگاههای دیگر هستند. با این همه، جلساتی که مسئولان برگزار میکنند و برای بحران آب تصمیم میگیرند بیشتر به تیتر یکی از خبرگزاری ها برای یکی از نشست های پیرامون بحران آب می ماند: «نشستند، گفتند، برخاستند». این است که سید حسین افضلی، نماینده اقلید در مجلس شورای اسلامی به گزارشگر «خبرجنوب» می گوید: «میان مشکلات مربوط به بحران آب، از زمین های کشاورزی تا جلسه های تصمیم گیری مسئولان فاصله بسیار است».
تالاب ها که بهبود پیدا نکرده اند به کنار، همچنان برداشت بی رویه آب در فارس ادامه دارد. آن هم در شرایطی که حتی وزیران دولت یازدهم هشدار داده اند که مبادا جنوب ایران سراسر زیست ناپذیر شود. حتی قوانین هم به درستی اجرا نمی شود. طبق مصوبه هیئت دولت، هر گونه کشت برنج در سراسر کشور به جز 3 استان شمالی، ممنوع است. در فارس اما برنج کشت می شود؛ آن هم با این بی آبی. حتی یک بار معاون طبیعی محیط زیست فارس گفته بود که برخی نمایندگان برای کشت برنج در نقاطی از فارس فشار می آورند. این قصه البته سرِ دراز دارد که گفتنش همه در این فضا جا نمی شود ولی از همه این مشکلات تنها یک نتیجه گیری می توان کرد، اینکه همان طور که برایمان آتش گرفتن قطار و تصادف خودرو و افتادن اتوبوس ها به دره عادی شده، حوادث دیگری که جان آدم ها را تهدید می کند هم عادی خواهد شد وقتی این همه بستر فراهم است. این است که روان شناسی چون حبیب هادیان فرد، استاد روان شناسی بالینی دانشگاه شیراز می گوید: «ایرانیان حساسیت خود نسبت به خطر را از دست داده اند».

46

چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵ -   اخبار ايران و جهان - خبر از خبر آنلاین

کلیدواژه ها  :    ,